کد خبر: ۳۱۰۵۷۳
تاریخ انتشار: ۲۱ مهر ۱۳۹۵ - ۱۱:۰۷ 12 October 2016

 

عشایر هویت ملی و خاستگاه بشری ماست، به عبارتی پدران و اجداد همه ما به نوعی عشایر بوده و زندگی کوچ نشینی داشته­اند. بنابراین زندگی عشایری، هویت و تاریخ ملی و سرزمینی ماست.

هر انسان برای حال و آینده خود نیازمند تاریخ و گذشته روشن و قابل استناد است تا تعریف درستی از ملیت خود ارائه دهد. تاریخ عشایر همان شناسنامه و استنادات ملی و سرزمینی ماست. ما قبل از این که روستانشین یا شهر نشین باشیم، ریشه عشایری داریم و عمدتاً کوچ نشین بوده­ایم. پدران ما با همان ویژگی عشایری در طول تاریخ از حدود و ثغور سرزمین ایران دفاع کرده اند و با ایثار و رشادت­ها برای ما تاریخ ساخته­اند.

در گذشته­ی نه چندان دور  که حکومت­های ایرانی، ارتش و قدرت نظامی منسجمی نداشته­اند این جمعیت غیرتمند عشایر بوده که می­توانسته  در مقابل متجاوزان  بیگانه  بایستد. از جمله میتوان به مبارزه آنها با اشغالگری­های پرتغالی­ها، انگلیسی­ها، عثمانی­ها و روس­ها اشاره کرد.

در شکل گیری حکومت ایرانی صفویان که توانستند سرزمین ایران را یکپارچه کرده و مذهب شیعه را به عنوان مذهب رسمی کشور اعلام کنند، عشایر به خصوص عشایر شاهسون مغان نقش حیاتی ایفا کردند.

در عصر ما نیز عشایر مطمئن ترین قشری از اقشار مختلف ایرانی است که در هر زمینه­ای به خصوص برای روزهای سخت میتوان روی آنها حساب کرد که امام خمینی رحمت الله علیه از آنها به عنوان ذخایر انقلاب یاد کرده اند.

بارزترین ویژگی عشایر، وفاداری به دین و ملت، مرزدار مطمئن، تولیدکننده­ی کم توقع با بیشترین تولید و کمترین مصرف می­باشد.

با این مقدمه می­خواهم به آنهایی که عشایر را هویت و ریشه خود می­دانند اعلام خطر کنم که این هویت در حال انقراض و این ریشه در حال خشک شدن است. همه­ی عشایر ایران زمین محترم و مهم هستند و در حفظ این هویت ملی باید کوشید. اما در این نوشتار، منظورم عشایر استان اردبیل معروف به سی و دو طایفه مغان است که روزگاری نه چندان دور همه کوچ نشین بودند اما امروز بنا به دلایل گوناگون مانند آب شدن برف قله سبلان، هر روز از تعداد عشایر کوچ نشین کاسته می­شود و عمدتاً در روستاها و حاشیه شهرها زمین­گیر شده­اند!!

ماندگاری خصوصیات و آداب و رسوم و فرهنگ اصیل عشایر، به حفظ  فرهنگ کوچ و حضور در قشلاق و ییلاق است. اما متاسفانه امروز کمترین جوان عشایری هست که مایل باشد این آداب  کوچ نشینی را بعد از پدر ادامه دهد! و حتی پدران و نسلی که این کار را انجام میدهند از این وضعیت شکایت دارند و راضی نیستند و میگویند اگر چاره داشتم ادامه نمیدادم!!

این روحیه همان علامت انقراض است! درخواست میکنم افراد دلسوز و مطلع علتهای این بی انگیزگی را پیدا کنند و راه چاره را در اختیار بزرگان عشایر و دست اندرکاران دولتی قرار دهند تا به موقع جلوی این خسارت بزرگ فرهنگی گرفته شود. بر اساس معاشرت، مصاحبت و مشاهدات در سی و پنج سال گذشته با عشایر کوچ نشین، آنچه میتوانم به عنوان پیشنهادات برای حفظ این هویت ملی و میراث گرانقدر نیاکان ارائه دهم تقدیم میکنم، چه قبول افتد و چه در نظر آید.

قبل ازینکه راهکارهای پیشنهادی را ارائه دهم، توجه خوانندگان عزیز را به یک نکته مهم جلب میکنم و آن اینکه امکاناتی نظیر جاده، برق، مدرسه و راه های ارتباطی در اختیار قشلاقات و ییلاقات قرار داده شد و کوچ به جای پای پیاده و شتر با کامیونها صورت گرفت. اما در عین حال باز هم کوچ نشینی کاهش یافته است پس جاده، برق، کامیون، مدرسه و...حداقل کافی نبوده است و مشکل را باید در جای دیگر جستجو کرد.

1- تشکیل مجمع مشورتی برای بررسی مشکلات و موانع سر راه کوچ عشایر و ارائه راه کار به عشایر و دست اندرکاران دولتی که به نوعی در امور عشایر دخالت دارند؛ اعضای این مجمع میتواند از نخبگان، تحصیل کرده ها، مدیران، دانشگاهیان و...که ریشه عشایری دارند تشکیل شود و حداقل سالی یکبار جلسه ای داشته باشند برای بررسی موضوعات مختلف عشایر، و به تصمیم گیرندگان پیشنهادات مشورتی بدهند. این مجمع کاملا غیر دولتی و فقط مشورتی خواهد بود.

2-دستگاه محترم قضایی با همکاری دستگاههای دولتی مرتبط برای چند طایفه همجوار، یک شورای حل اختلاف در قشلاقات و ییلاقات به ریاست یک نفر قاضی خوشنام  و کاردان و با عضویت کارشناسان ثبت اسناد، منابع طبیعی، امور اراضی، جهاد کشاورزی، نیروی انتظامی، اداره اطلاعات، بسیج عشایر و دو نفر از همان طایفه به انتخاب خود عشایر تشکیل دهند تا به اختلافات عشایر با خودشان، با روستائیان همجوار و با ادارات دولتی بلافاصله رسیدگی و حکم صادر کنند و این حکم برای همه لازم الاجرا شود تا اینکه اختلافات عشایر با دیگران سالها طول نکشد تا جایی که از پیگیری مطالبات خسته شده و از خیر کوچ نشینی بگذرند!!

3- اداره محترم میراث فرهنگی نسبت به ثبت جهانی کوچ عشایر مغان اقدام نماید و برای معرفی آداب و رسوم  و نحوه زندگی و دامداری و...عشایر برای گردشگران داخلی و خارجی برنامه مدون در طول سال داشته باشد.

4- تشکیل کارگروه عشایر در استانداری در ذیل کمیته های تخصصی مربوطه با عضویت دستگاه های دولتی که در امور عشایر دخالت دارند که من بعد تصمیمات اجرایی در امور عشایر ابتدا در آن کارگروه با اخذ نظرات پیشنهادی مجمع مشورتی عشایر، تصویب و بعد اجرا شود و هیچ یک از ادارات به صورت انفرادی هر روز یک تصمیم ناپخته در مورد عشایر اجرا نکند.

5-احداث جاده و توقفگاه های امن برای کوچ عشایر ما بین قشلاقات و ییلاقات تا اینکه احشامشان تلف نشود و عمر و آبرویشان در درگیری ها با روستائیان ساکن در مسیر از بین نرود.

6-حضور کشت و صنعت های زراعی و دامپروری، سرمایه گذاری های کلان، مناطق ویژه اقتصادی، مناطق آزاد تجاری و...در منطقه مرزی مغان هم از لحاظ سیاسی و امنیتی و هم از لحاظ اقتصادی و آموزشی بسیار حائز اهمیت است. اما نباید هیچ کدام موجب از بین رفتن حداقل مراتعی که بتوان به آن قشلاقات عشایر اطلاق کرد شود، یعنی عشایر بدون مرتع و قشلاق عملا دیگر عشایر نیست و فقط یک عنوانی است که در آخر نام خانوادگی آمده است!!

7- اگر خدای نکرده سیاستی در مغان اعمال شود که بخواهد مراتع و قشلاقات را به زمین های زراعی تبدیل و آن را تکه تکه کرده و در اختیار اشخاصی قرار دهد که ای بسا خیلی از آنها بعدا معلوم شود که اصلا عشایر نبوده است، در اینصورت  با این سیاست، آن اندک عشایر کوچ نشین نیز به طمع گرفتن زمین دست از کوچ خواهد کشید. بلکه باید سیاستهایی اعمال شود که ضمن حفظ حدود و ثغور قشلاقات، اگر زمین های مازادی هست آنها نیز به جای تکه تکه شدن میتواند به مجتمع های بزرگ دامپروری و کشاورزی و صنعتی تبدیل و ذینفعان اعم از عشایر و روستائیان در آن سهامدار شوند.

8- دستگاه های دولتی، قضایی و انتظامی با یک برنامه تعریف شده و جدی، جلوی تعرض روستائیان همجوار ییلاقات عشایر را که در فصل بهار قبل از رسیدن عشایر به مراتع ییلاقی عشایر انجام میشود بگیرند.

9- در قالب یک طرح ملی و استانی، فرزندان تحصیل کرده عشایر در رشته کشاورزی که عمدتا نیز بیکار هستند توسط دانشگاه علوم پزشکی در یک برنامه یکساله در رشته مامایی، دامپزشکی و دندانپزشکی در حد تکنسین آموزش ببینند و گواهی داده شود که فقط صرفا در بین عشایر کوچ نشین اجازه فعالیت دارند و آنها را در بین طوایف عشایر مستقر کنند. با این شیوه هم به عشایر خدمات بهداشتی و درمانی داده شده است و هم بیکار تحصیل کرده آنها شغل پیدا کرده است و از همه مهمتر مجبور به بازگشت و زندگی با عشایر میشود.

10- توسط جهاد کشاورزی بعد از آموزش های لازم، ماشین آلات کوچک و قابل حمل لبنیاتی در اختیار عشایر داوطلب قرار بگیرد تا اینکه شیر را خام و ارزان به فروش نرسانند بلکه با فرآوری آن، محصولات مختلف از قبیل کره، انواع پنیر، ماست، دوغ و...تولید و درآمد بیشتری داشته باشند.

11-برای پیشگیری از زیان و ضرر در زمان زلزله، سیل، سرما، رعد و برق یا تصادف و تلف شدن دام، میبایست فرهنگ بیمه در میان عشایر رواج یابد تا در چنین مواقعی جبران خسارت شود. همچنین سیاست های اصولی و مطمئن برای خرید دام از عشایر اعمال شود تا عشایر در طول سال تکلیف خود را بدانند تا با اطمینان دخل و خرج خود را برآورد کنند.

 کلام آخر اینکه اگر عشایر، تکریم، حمایت، امنیت و درآمد کافی نداشته باشد به زودی دست از کوچ خواهد کشید و این میراث ارزشمند فرهنگی و ملی منقرض خواهد شد. پس بیایید دست در دست هم دهیم به مهر و این میراث نیاکانمان را حفظ کنیم.  انسان بی هویت، حیات واقعی ندارد. عشایر و آداب و رسوم وفرهنگ آن، هویت همه ماست.


منبع: تابناک
نظرات بینندگان
غیر قابل انتشار: ۰
در انتظار بررسی: ۰
انتشار یافته: ۲
مهندس علی مرادی بک باغلو
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۵۶ - ۱۳۹۵/۱۰/۰۵
با سلام و عرض ادب محضر مبارک و با سعادت جناب حاج صادق سروری بزرگوار .
از مقاله سراسر دلسوزانه و اندشمندانه جنابعالی در خصوص راهکارهای حفظ و صیانت از هویت آسیب دیده و فرهنگ غنی و بسیار ارزشمند عشایر شاهسون مستفیض شدم و از آنجا که راهکارهای پیشنهادی آنجناب را کاملا" راهگشا و عملی می دانم آمادگی خود را برای انجام همکاری با آنجناب در راستای تشکیل کار گروه اجرایی عملگرایی که بتواند گامهای عملی موثر و قابل قبولی را در راستای پاسداری از هویت و فرهنگ متعالی عشایر شاهسون بردارد اعلام می کنم .
بدیهی است که با وجود جامعه بزرگی از تحصیل کرده های ایلات و عشایر مذکور ، برداشتن گامهای عملی و اجرایی مناسب در راستای پیشگیری از تلاشی و اضمحلال هویت و ماهیت جامعه عشایر شاهسون ، دور از دسترس نخواهد بود .
پیشنهاد اینجانب بر این استوار است که شروع حرکت توام با تشکیل یک NGO قوی و متشکل از بزرگان و تحصیل کردگان و دلسوختگان عشایر باشد تا بتواند با تشکیل کار گروههای مختلف و انجام سیاستگذاری مناسب ، گامهای عملی خود را در راستای موضوع پیش ببرد .
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۲۰ - ۱۳۹۵/۱۰/۲۸
همکار ارجمند جناب آقای سروری
مقابل جریان آب گاهی نمی توان ایستاد و یک مثل ترکی پشت بند آن این است که آب که جاری شد مسیر خود را می یابد.
درست است بخشی از کار دامداری سنتی و حتی مدرن رمه گردانی می باشد.
رمه گردانی به خاطر وسعت و شرایط فصول و موقعیت های ییلاقی و قشلاقی اجتناب ناپذیر است .
ولی حال و هواهم مرتب عوض می شود. مدرن شدن و کارو رفتار به تفاخر زمان لاجرم اتفاق می افتد . به شرطیکه بتوان خوب و بد را تشخیص داد و با شرایط جدید خود را وفق داد.
نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر: