یکی از بازجوها از قاتل آتنا پرسید: ما روزهایی که در جست وجوی آتنا کوچه به کوچه می‌گشتیم تو را هم در میان جمعیت می‌دیدیم...
کد خبر: ۴۵۹۱۹۰
تاریخ انتشار: ۲۲ تير ۱۳۹۶ - ۱۷:۲۷ 13 July 2017
قاتل هم پا به پای والدین به دنبال آتنا بود!

مرد جنایتکار جواب داد: درست تشخیص داده‌اید. من هم همراه با پدر آتنا و سایر افراد خانواده‌اش به هر جا سر می‌زدم تا کسی به من سوءظن پیدا نکند.

چگونه این دختربچه بیگناه را ربوده‌ای و کشته‌ای؟

بعضی از روزها همراه پدرش می‌آمد مقابل مغازه‌ام و کنار بساط پدرش مشغول بازی می‌شد و دیدن طلاهایش وسوسه‌ام می‌کرد. گاهی هم به مغازه‌ام می‌آمد و آب می‌خورد. آن روز هم وقتی آتنا وارد مغازه‌ام شد دهانش را محکم گرفتم تا به خلوتگاه مغازه‌ام بکشانم اما شروع به تقلا کرد و خواست دستم را گاز بگیرد. من هم آنقدر دستم را روی دهانش فشار دادم که از تقلا افتاد و خفه شد، دیدم دیگر نفس نمی‌کشد. جنازه‌اش را توی کیسه‌ای انداختم و بردم توی پارکینگ که خلوت بود. چشمم به یک بشکه پلاستیکی بزرگ افتاد، جسدش را توی بشکه انداختم و رویش را پوشاندم تا هر وقت محل خلوت شد در تاریکی غروب ببرم و در بیرون از شهر بیندازم. چند روزی فرصتی پیش نیامد تا اینکه پلیس به من هم مظنون شد. چند نفر دیگر هم مثل من با سوءظن پلیس روبه‌رو شده و در بازداشت به سر می‌بردند. هر روز هم من را به بازجویی می‌بردند اما لب به اعتراف باز نمی‌کردم.

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار