کد خبر: ۴۶۳۰۹۵
تاریخ انتشار: ۲۸ تير ۱۳۹۶ - ۱۷:۴۸ 19 July 2017
از زمانی که خداوند بشر را در سلک مخلوقات خود قرار داد ، مزیتی که در وجودش به ودیعت گذاشت ، امکان رشد او در درک محیط بیرون و نفوذ هر چه بیشتر در درون خود بود . در یک مسیر پر فراز و نشیب و جنگ با هزاران عامل بیرونی در طبیعت و مواجهه با همه گونه تغییر و ناشناخته های مکرر و متعدد ، هر روز رشیدتر و بالغ تر شد تا آنگاه که سزاوار هدایت تشریعی و تعلیم الهی شد .

آن چه که از منابع تاریخی در مورد خاستگاه و  مسکن اصلی حیدریان استنتاج می شود . این طایفه اصل خویش را از مهاجرینی می‌دانند که بعد از ویرانی سیستان، وارد این منطقه شده‌اند. و اینان مردمی سخت کوش و شیعه مذهب اند که پس از مدتی در اقصی نقاط ایران پراکنده و جزء زیر شاخه سیستان به حیات خود ادامه دادند . همچنین حیدری ها معتقدند نسب و تبار آنان منسوب به حیدر سلطان جنید پدر شاه اسماعیل صفوی می‌باشند. یکی از گروه های اجتماعی که از اواخر قرن نهم هجری قمری در ساختار اجتماعی شهرهای قدیم ایران نقش بسیار مهمی داشته و افراد ساکن در محله های مختلف را از هم جدا می کرده است وجود ساختار حیدری و نعمتی بود . هر چند اطلاق نام حیدری و نعمتی به این گروه‌های درگیر شهری تنها یک نامگذاری بود و می تواند به دو فرقه حیدری و نعمتی مربوط نباشد. همان طوری که در صدر اسلام و قبل از ظهور پیامبردر مدینه دو گروه اوس و خزرج در حدود 150سال در گیر جنگ و دعوا بودند.که مشابه این اصطلاح در آن دوره نیز به کار رفته است . اما تقریباً این اصطلاح در همه شهرهای عمده ایران در دوره صفویه به دو دسته رقیب نعمتی و حیدری تقسیم می شدند و همواره رقابت بین این دو گروه وجود داشت .هر گاه میان دو طایفه مذکور اتفاقی می افتاد آنرا به حیدری و نعمتی تفسیر و تعبیر نموده اند . همچنین این طایفه در مواقع بروز اختلاف و افتراق در میان قبایل و طوایف  همجوار ، هنگامی که قدرت و نفوذ قبایل مختلف  فزونی می گرفت و دستگاه مرکزی یا حکام ولایت را جرات و توانایی سرکوبی آنها را نداشتند درخفا و پنهانی دست به تحریک و ایجاد اختلاف میان قبایل می زدند و با اتخاذ شیوه حیدری و نعمتی قبایل و طوایف زورمند را به جان یکدیگر می انداختند و با تضعیف آنها به حکومت خویش ادامه می دادند . از دوره صفویه اغلب شهرهای ایران بین گروه های رقیب حیدری و نعمتی‌ تقسیم‌ شده‌ بود. نـعمتی ها نام خود را از شاه نعمت الله ولی‌ کرمانی،‌ ‌بنیانگذار حلقه درویشان نعمت اللهی گرفته‌اند. میراث‌ مادی و معنوی او بین شاخه‌های این حلقه در ایـران و هـندوستان تقسیم‌ شده‌ بود‌.هر چند این حلقه با حکومت صفوی مناسبات‌ خوبی‌ داشت، نفوذ آن دامنه قلمرو شاه‌ عباس را کاهش می‌داد و از این جهت به عنوان یک حلقه سازماندهی شده‌ صوفیان‌‌ نـاپدید‌ شـد، تا زمـانی که دوباره از جنبه‌ای متفاوت بعدها به صحنه‌ بازگشت. حلقه‌ای از صوفیان کمابیش شناخته شده به نام حـیدری نیز دور شیخ‌ صوفی‌ قطب‌الدین‌ حیدر‌ تونی، ملقب به زوایی جـمع‌ شده‌ بودند‌. پس از مرگ او شهر«زوا» را تربت حیدریه خواندند.  هـرچند‌ ایـن فرقه‌گرایی در زمان های مختلف در پایتخت‌های متوالی صفویان‌ (تبریز،قزوین و اصفهان‌)دیده‌ شده، قطبی شدن خصومت های دیرینه تحت لوای‌ حیدری و نعمتی در ابتدای دوره صفویه کمتر ثبت شده است‌.تنها‌ گزارش قابل توجه در این‌ مـورد را ویـنچنینو دالساندری‌، جهانگرد ونیزی که در‌ دوره‌ شاه طهماسب از تبریز و قزوین دیدن کرد‌،فراهم‌ آورده‌ است. طبق گزارش او نه محله شهر‌ قزوین‌ بین دو جناح به نسبت پنج و چهار تـقسیم‌ شـده‌ بود . آنها سی سال با‌ هم‌ دعوا داشتند‌ و نه‌ شاه‌ و نه کس دیگری‌ نتوانسته بود جلوی‌ آن‌ را بگیرد. جهانگرد دیگر دوره صفویه ، کروسینسکی اصل‌ تفرقه حیدری ، نعمتی را به سـیاست‌ تـفرقه بـینداز و حکومت کن‌ شاه‌ عباس‌ نـسبت مـی‌دهد. به‌ طرف های‌ درگیر اجازه داده بودند که در طـول بـرگزاری مراسم ماه محرم، فقط با سنگ‌ و چوب‌ با هم بجنگند. اگرچه شاه‌‌ عباس‌ اول این‌ جناح‌ بندی های‌ پوچ حیدری ، نعمتی را‌ تـحت مـراسمی ایـجاد نکرده‌ بود، مطمئنا به دلایل سیاسی این فرقه‌گرایی ها را تشویق مـی‌کرد. همان‌طور‌ که‌‌ شاهان و حاکمان پس از او این‌ کار‌ را‌ کردند‌. به‌ این ترتیب نارضایی‌ و مخالفت‌‌ سیاسی اجتماعی به جای آن که رو در روی قـدرت سـیاسی بـایستد، می‌توانست در شعله‌های تا‌ حدی‌ مهار‌ شده خشونت بروز کند. هنگامی کـه ایـن‌ کشمکش‌ جناحی‌‌ جنبه‌های‌ عقیدتی‌ خودش‌ را از دست داد، وارد تعصبات عامه شد. این درگیری ها در مراسم ماه محرم به اوج خـود مـی‌رسید و هـمچنین در سایر مراسم مذهبی مثل‌ عزاداری برای علی‌(ع)و عید قربان و یا سرگرمی هایی مـثل جـنگ خـروس یا بازی های‌ دیگر هم دیده می‌شد.

 اگرچه نمی‌توان ثابت کرد که همه عزاداران مـحرم بـه یـکی‌ از این دو گروه وابسته بودند‌، بر‌ طبق بسیاری از سفرنامه‌ها دعوای خشونت‌آمیز بین‌ دسته‌های مخالف بـه ایـن منظور صورت می‌گرفت که آشوب بزرگی را که امام حسین(ع)‌ در آن به شهادت رسید، نـشان‌ دهـند‌. بـر اساس یک باور به شدت رایج ، هر کس در این‌ عزاداری ها بمیرد ، مستقیما وارد بهشت می‌شود.  ذوق تـماشای چـنین دعواهایی مثل نمایش های گلادیاتوری‌ از‌ طرف شاه عباس‌ هم مشاهده‌ شده‌ است. او چند مـاه پس از سـرکوب جـنبش نقطوی و یک روز پس‌ از ورود به قزوین امر‌ به‌ برگزاری نـبردی بـین حیدریان و نعمتیان در میدان سعادت آن شهر داد.گروه‌ میرحیدر پیروز شد و دعوای مشابهی نـیز بـه فـرمان او در زیارتگاه شاهزاده حسین رخ‌ داد . کمپفر هم در سفرنامه خود رسما به حضور شاه سلیمان در تماشای درگیری روز محرم اشاره و تاکید می کند که شاه طرفدار حیدری ها بوده است: «هر کس در ایران به طرفداری یکی از دو فرقه قیام می کرد به طوری که سکنه همه شهرهای ایران به دو گروه حیدری و نعمتی تقسیم شده اند. در نتیجه هرسال بین جوانان و مردم عادی از هر دو فرقه مسابقاتی انجام می گیرد. پس از شرط بندی ها  سرانجام کار به به مشت زدن، چماق کشیدن و سنگ پرتاب کردن می انجامد و شوخی تبدیل به جدی می شود تا جایی که فقط دخالت مستقیم داروغه شهر ممکن است بتواند مانع از خونریزی و نزاع علنی شود. سخت ترین برخوردها در روز قتل امام حسین در محرم است. مردم که از یادآوری سرگذشت فاجعه آمیز آل علی خونشان به جوش امده به جان هم می افتند و متقابلا با قمه از سریکدیگر خون جاری می کنند. شاه سلیمان از طرفدارن حیدری هاست».  تاورنیه نیز این مساله را ثبت کرده است که جنگ و دعوا در حضور شاه برپا شده است: « وقتی که همه مردم و دسته‌ها در میدان جمع شدند یا با وجود نهایت نظمی که بیگلر بیگی توانست بر قرار سازد باز هم عده‌ای بنای جنگ و دعوا را گذاشتند زیرا به خوب جنگیدن در حضور پادشاه افتخار می‌کردند و معتقد بودند که اگر کسی در چنین موقعی کشته شود شهید محسوب می‌شود» .

این جدال ها و زد خوردها و دسته بندی ها بخش قابل توجهی از تمرکز فکری و روانی و اقدامات زندگی روزانه و البته اوقات فراغت مردان را به خود اختصاص می داد و این نیز یکی از اصلی ترین دلایلی بوده که حکومت به طور جدی در پی ریشه کن ساختن این اختلافات نباشد و آنها را در سطح جامعه باقی بگذارد. «فیگوئرا» تاکید دارد که در این روزها به مردم نوعی آزادی داده می‌شود که خود موجب فساد و تجاوز بیش از حد است. به طوری که همگان خود را در هر کار مجاز می‌دانند و معتقدند که شور عبادت آنان را از خود بیخود می‌کند و به خشونت وا می‌دارد. در این گونه روزها اتفاق می‌افتد که اجتماع کنندگان با یکدیگر به زد و خورد بپردازند و همدیگر را بکشند .

قصد حکومت از ادامه دار شدن این جنگ و دعواو خونریزی هرچه بوده اما مردم به هرحال با کمال میل وارد این بازی می شده و با جان و دل در آن شرکت می جسته اند. اینکه آنها نمی‏خواستند با وجود خسارات جانی و مالی که محتمل می شدند افتخار برنده شدن در یک مسابقه با ریشه دینی را از دست بدهند و با پذیرفتن بی قید و شرط این باور که هر که در این مجال جان بدهد بسیار خوشبخت و سعادتمند است، بی هیچ مآل اندیشی خود را به این جریان می سپردند . دلاواله می نویسد:« هر آن آماده‌اند با دسته‌های دیگر نه فقط به خاطر تقدم و تاخر بلکه به قصد مبارزه جویی وارد جنگ و نزاع شوند تا به نحوی در عزای حسین شرکت کرده باشند. زیرا معتقدند اگر کسی در این روز ضمن دعوایی کشته شود یکسره به بهشت خواهد رفت و حتی پا را فراتر می‌گذارند و می‌گویند در تمام مدت عاشورا اگر مسلمانی بمیرد بلافاصله با کفش و کلاه رهسپار فردوس برین خواهد شد... در میدان‌ها و محل‌های اصلی تقاطع، تعداد زیادی از سواران وزیر و دیگر بزرگان آماده‌اند که نگذارند دسته‌ها درگیر شوند و آنها را از یکدیگر دور نگه می‌دارند. با این حال روزی که خود من سوار بر اسب ناظر بودم دیدم این اتفاقات سودمند نشد و جلو قصر شاهی عده‌ای با یکدیگر به نزاع پرداختند ... که در نتیجه جماعتی با سر و دست شکسته به خانه‌های خود رفتند ... عده‌ای که به خانه شاه نزدیک‌تر بودند موقعی که مورد حمله قرار گرفتند طبق‌ها و علم‌ها و سایر وسایل خود را به داخل قصر می‌بردند تا از شر دستبرد در امان باشند زیرا در موقع نزاع رسم است که این گونه اشیا از طرف حریف به یغما می‌رود و برای دسته‌ای که آنها را از دست بدهد موجبات ننگ و خجالت عظیمی فراهم شده است» .

در اردبیل از دوره صفوی تا چند دهه اخیر ، تقسیم محلات شهریه دو گروه حیدری و نعمتی وجود داشت . بررسی ساختار جامعه شهری اردبیل بیانگر این است که با توجه به قرار داشتن مسجد جامع در مرکز شهر ، اردبیل به دو بخش غربی و شرقی تقسیم می گردید .

محلات ششگانه اردبیل ؛ طوی (تابار) ، پیرعبدالملک ، اوچدکان و اونچی میدان(گازران) ، دروازه (عالی قاپو) و سرچشمه(چشمه باشی) هستند.

1-  طوی برگرفته شده ازآیه قرآن کریم سوره نازعات آیه 16 و به معنی جایگاه قرب اللهی

2- گازران به معنای جامه شویان

3- اوچدکان به معنای سه مغازه ، گفته شده در زمان های قدیم در این محل سه مغازه وجود داشته که بی نظیر بودند .

4- سرچشمه در زمان قدیم چشمه آبی که از دامنه سبلان سرچشمه میگرفته و از راه زیز زمین به این محل هدایت میشده است .

5- دروازه (عالی قاپو در این محله در زمان های قددیم دروازه شهر های مرکزی ایران قرار داشت .

6- پیرعبدالملک شخصی به اسم پیر عبدالملک در این محله به ساخت مسجده باشکوهی دست میزند که به خاطر این کار نام محله را به اسم این شخص می نامند .

هر یک از محلات شش گانه دارای شان و رتبه ای مشخص هستند که در هنگام رسیدن پرچم های مخصوص محلات به یکدیگر این شان و رتبه کاملا قابل مشاهده است .از گروه حیدریان محله طوی به عنوان برادر بزرگ حیدریان ، محله اوچ دکان به عنوان برادر وسط حیدریان و محله پیر عبدالملک به عنوان برادر کوچک حیدریان هستند و در گروه نعمتیان گازران برادر بزرگ سرچشمه برادر متوسط و عالی قاپو برادر کوچک هستند .

و به ترتیب شان و رتبه برادان حیدری و نعمتی باهم پیمان برادری بسته اند برای مثال طوی با گازران پیمان برادری دارند . این ابتکاری که مردم اردبیل برای اتحاد مردم به کار برده اند بدون اغراق میتواند الگویی برای همگان باشد .

هریک از محلات اردبیل اعم از محلات اصلی و محلات تابعه دارای پرچم مخصوص خود هستند اما بخاطر شان و رتبه محله طوی این محله دارای دو پرچم می باشد یکی پرچم خود محله و دومی پرچم کل محلات شش گانه که  قسمت فلزی ان از طلاست و قسمت پارچه ای آن از بهترین نوع ابریشم . به دلیل ارزش این پرچم در موقع عزاداری با رعایت مسائل امنیتی حل میشود .

اختلافات حیدری و نعمتی در اردبیل گاه به دعواها و نزاع های جمعی بزرگی منجر می شد که معمولاً ریشه این نام و دلیل دشمنی با جناح مخالف برای دو گروه ناشناخته بود . در اردبیل این دو گروه برای خود قبرستان های جداگانه ای داشتند . معمولاً رقابت بین این دو گروه در طول سال به چشم می خورد ، به عنوان مثال لوطی ها و کشتی گیران یک گروه ، گروه دیگر را به مبارزه می طلبیدند . در تعطیلات عمومی ، اعیاد مذهبی و به ویژه در ایام سوگواری حضرت امام حسین (ع) این اختلافات و رقابت ها شدیدتر می شد .

این دو گروه شعارهاى مخصوص به خود را داشتند ، حیدریها با جمله «حیدر، صفدر، على» و نعمتی‏ها با جمله «محمد است و على» براى خاندان نبوت صلوات می ‏فرستادند . شدیدترین اختلافات در روز سوم محرم در اردبیل رخ می داد . در این روز پرچم های عزا در محلات مختلف شهر بر پا می شد که به آئین علم بندی معروف است ، سپس دستجات عزاداری دو گروه حیدری و نعمتی ضمن عزاداری در مسجد جامع شهر جمع می شدند ، برخورد این دو گروه  بر سر مسایل کوچک و بزرگ منجر به زد و خورد و درگیری می شد ، که برخی از موارد موجب کشته شدن افراد بیگناه و آسیب رساندن به اموال مردم و نیز حیف و میل اموال عمومی می گردید که حاکی از نوع آشفتگی عمومی جامعه شهری اردبیل و وجود تعصبات عوامانه و غیر منطقی حاکم در بین برخی از اقشار مردم در آن دوره به ویژه در اواخر دوره قاجار بود در اوایل حکومت پهلوی اول ( رضاخان ) به منظور جلوگیری از وقوع چنین اتفاقات ناگواری علماء و روحانیون اردبیل که به گواه تاریخ همواره نقش به سزایی در تحولات سیاسی و تاریخی اردبیل داشتند با همراهی بزرگان شهر در صدد رفع این بحران با دعوت از رهبران دو گروه به منظور رفع اختلاف بر آمدند .

البته تاریخ اردبیل در دوره پهلوی اول ( رضاخان ) نیز شاهد برخوردهای جزیی در بین این دو دسته در حین مراسم عزاداری بوده است ، اما دیگر منجر به در گیریهای خونین و وقوع حوادث تاسف بار مانند قبل نمی گردید و با وساطت و مدیریت بزرگان دو محله به سرعت رفع اختلاف می گردید .

با وقوع انقلاب شکوهمند اسلامی ایران و آشنایی با تعالیم واقعی عزاداری حضرت ابا عبدالله حسین ( ع) و تاکیدات حضرت امام خمینی ( ره ) و رهبر معظم انقلاب اسلامی حضرت آیت ا... خامنه ای در خصوص آشنایی مردم با فلسفه قیام امام حسین (ع) و زنده نگه داشتن شعایر واقعی عاشورا دیگر شاهد وقوع چنین حوادث تلخی نیستیم و اجرای مراسم عزاداری با شور و علاقه خاص در مراغه بیانگر عشق شدید مردم به خاندان عصمت و طهارت و آگاهی و شعور بالای مردم مراغه را دارد که مایه فخر و مباهات هر اردبیلی است .

برگرفته : قسمتی از کتاب حیدریان در تاریخ اردبیل – تالیف دکتر رئوف موسوی

پی نوشت :

1- تركمان، اسكندر بیگ ، (1350) : تاریخ عالم‌آرای عباسی، چاپ سوم،  تهران : امیركبیر .

2- اولئاروس،آدام، (1385) : سفرنامه آدام اولئاروس، ترجمه : احمد بهپور، تهران : ابتکار نو .

3- تاورنیه، ژان باپتیست، (1389) : سفرنامه تاورنیه، ترجمه : حمید ارباب شیرانی، چاپ دوم، تهران: انتشارات نیلوفر .

4- دلاواله، پیترو، (1391) : سفرنامه دلاواله، ترجمه و شرح شجاع الدین شفا، چاپ ششم، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی .

5- چلکووسکی، پترو، (1367) : تعزیه، هنر بومی پیشرو ایران، ترجمه : داود حاتمی، تهران: انتشارات علمی و فرهنگی .

6- کاتف، فدت آناناس پویچ، (1357) : سفرنامه کاتف، ترجمه : محمد صادق همایونفر، تهران: کتابخانه ملی ایران .

7- کمپفر، انگلبرت، (1360) : سفرنامه کمپفر، ترجمه : کیکاووس جهانداری، چاپ دوم، تهران: شرکت سهامی انتشارات خوارزمی . 

8- فریر، رانددبلیو، (1388) : برگزیده و شرح سفرنامه شاردن، ترجمه : حسین هژبریان و حسن اسدی،چاپ دوم، تهران:  نشر فروزان روز .

9- فیگوئرا، دن گارسیا دسیلوا، (1363) : سفرنامه فیگوئرا، ترجمه : غلامرضا سمیعی، تهران : نشرنو .

10- منجم ، ملاجلال الدین ، (1367) : تاریخ عباسی یا روزنامه ملاجلال، به کوشش:  سیف الله وحیدنیا،تهران: انتشارات وحید .

11- طاهري ، ابوالقاسم ، (1383) : تاريخ سياسي و اجتماعي ايران ، تهران : انتشارات علمي فرهنگي .

12-  سيوري ، راجر، (1366) : ايران عصر صفوي ، ترجمه : علي روح الهي ، تهران : انتشارات سحر .

13-   فلسفي ، نصرالله ، (1334) :  زندگاني شاه عباس ، جلد اول ، تهران : انتشارات كيهان  .

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
آخرین اخبار